travel-tour

تور هوایی کربلا - تور روسیه - تور گرجستان - تور ترکیه

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تور هوایی کربلا+تورهوایی کربلا ارزان قیمت+تور هوایی ارزان قیمت کربلا» ثبت شده است

عرفه چیست

سفر به کربلا با تور هوایی کربلا ارزان قیمت
روز نهم ذی‌الحجه روز عرفه و از اعیاد عظیمه است، هرچند به اسم عید نامیده نشده و روزی است که حق تعالی بندگان خویش را به عبادت و طاعت خود خوانده و مؤید جود و احسان خود را برای ایشان گسترانیده و شیطان در این روز خوار و حقیرتر و رانده‌تر و در خشمناکترین اوقات خواهد بود.

 تور هوایی کربلا

روایت شده که حضرت امام زین‌العابدین ـ علیه‌السلام ـ شنید در روز عرفه صدای سائلی را که از مردم سؤال می‌نمود. فرمود: وای بر تو. آیا از غیر خدا سؤال می‌کنی در این روز و حال آن‌که امید می‌رود در این روز برای بچّه‌های در شکم آن‌که فضل خدا شامل آنها شود و سعید شوند و از برای این روز اعمال چند است:

 

اول: غسل

 

دوّم: زیارت امام حسین ـ علیه‌السلام ـ که مقابل هزار حجّ و هزار عمره و هزار جهاد بلکه بالاتر است و احادیث در کثرت فضیلت زیارت آن حضرت در این روز متواتر است و اگر کسی توفیق یابد که در این روز در تحت قُبّه مقدّسه آن حضرت باشد، ثوابش کمتر از کسی که در عرفات باشد نیست، بلکه زیاده و مقدّم است.

 

سوم: پس از نماز عصر، پیش از آن‌که مشغول به خواندن دعاهای عرفه شود دو رکعت نماز بجا آورد در زیر آسمان و اعتراف و اقرار کند نزد حق تعالی به گناهان خود تا فایز شود به ثواب عرفات و گناهانش آمرزیده شود پس مشغول شود به اعمال و ادعیه عرفه که از حُجَج طاهره ـ صلوات اللّه علیهم ـ روایت شده و آنها زیاده از آن است که در این مختصر ذکر شود.

 

شیخ کفعمی در مصباح فرموده: «مستحب است روزه روز عرفه برای کسی که ضعف پیدا نکند از دعا خواندن و مستحب است غسل پیش از زوال و زیارت امام حسین ـ علیه‌السلام ـ در روز و شب عرفه و چون وقت زوال شد، زیر آسمان رود و نماز ظهر و عصر را با رکوع و سجود نیکو به جای آورد و چون فارغ شود دو رکعت نماز کند در رکعت اوّل بعد از حمد توحید و در دوم پس از حمد قُل یا اَیهَا الْکافِروُنَ بخواند. پس از آن چهار رکعت نماز گزارد در هر رکعت پس از حمد توحید پنجاه مرتبه بخواند.»

 

این نماز همان نماز حضرت امیرالمؤمنین ـ علیه‌السلام ـ است.

 

منبع: مفاتیح الجنان

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حمید رحیمی

کربلا و عرفه

تورهوایی کربلا عرفه

در روز عرفه
در روز عرفه شناخت حقیقى خداوند‌ متعال بیشتر امکان‌پذیر است چرا که آن روز معرفت و آگاهى در فضاى به وجود آمده به ویژه آنکه در آستانه عیدقربان و تقرب‌ الى‌الله است بهتر انجام مى‌شود.
رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود: در روز عرفه خداوند متعال به بندگان عارفى که در پیشگاه الهى صف کشیده و نداى عاشقانه و عارفانه‌شان صحراى عرفات را پر کرده است مباهات مى‌کند و به فرشتگانش مى‌فرماید: اى ملائکه من! به بندگانم بنگرید که از راه‌هاى دور و نزدیک، مشکلات بسیارى را متحمل شده و به اینجا آمده‌اند. شما را گواه مى‌گیرم که من خواسته‌ آنان را برآوردم و گناهکارانشان را به خاطر نیکوکارانشان بخشیدم.
تور هوایی کربلا ارزان قیمت
بهترین عمل در روز عرفه
بهترین عملى که مى‌توان در روز عرفه انجام داد و به بهر‌ه‌هاى فراوان معنوى دست یافت، حضور در کنار مرقد مطهر حضرت امام حسین(علیه السلام) است.
هر لحظه‌ای از لحظات امروز برای ما گرانبها است؛ بخصوص برای دعا و درخواست از خداوند. این فرصت بهترین فرصت است. پس این فرصت را از دست ندهید! به خصوص از ظهر تا هنگام غروب را که در روایات وارد شده است. به دوستان می‏خواستم سفارش کنم که این چند ساعت را غنیمت بشمارید
“بشیر دهان”‌ روزى به حضور حضرت صادق(علیه السلام) آمده و عرضه داشت: مولاى من! من گاهى نمى توانم در روز عرفه در عرفات حضور یابم، به این جهت تلاش مى‌کنم تا خود را در روز عرفه به کربلا برسانم و امام حسین را زیارت کنم. پیشواى ششم فرمود: آفرین بر تو اى بشیر! اگر شخصى در روز عرفه با شناخت و معرفت کامل به مقام امام حسین(علیه السلام) به زیارت کربلا برود پاداش هزار حج و هزار عمره قبول شده و هزار غزوه که در کنار پیامبر یا امام عادل به جهاد پرداخته باشد برایش منظور مى‌شود. وقتى بشیر از این همه ثواب تعجب کرد امام صادق(علیه السلام) فرمود: اى بشیر‌! مطمئن باش هرگاه یکى از اهل ایمان در روز عرفه به کنار قبر امام حسین بیاید و با آب فرات غسل کند و آنگاه که به زیارت حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) بپردازد به تعداد هر قدمى که به سوى حرم امام حسین بر مى‌دارد برایش ثواب یک حج کامل مى‌نویسند.
انس با خدا، اعتماد به نفس، ایجاد تعادل و آرامش، افزایش قدرت تحمل در مقابل مشکلات، رهایى از وابستگى‌هاى مادى و دنیوی، پایین‌آمدن از مرکب غرور و خودخواهی، مشخص شدن ارزش انسان و آموزشهاى اخلاقى و اجتماعى از دستاوردهاى ارزشمند دعاها بویژه مناجات‌هاى روز عرفه مى‌باشد.

دعا در شب عرفه مقبول و مستجاب است
در روایتی نقل شده است که شب عرفه هر دعای خیری که انسان بکند به اجابت می رسد؛ و برای کسی که در شب عرفه اطاعت الهی را بکند و اعمال صالحه انجام دهد، معادل 170 سال اطاعت و عبادت است؛ یعنی از نظر پاداش چنین چیزی به او داده می‏شود.
پخش مراسم ،دعای عرفه ، شبکه تلویزیونی ،اینترنتی، لبیک
* امشب را قدر بدانید!
از غروب شب عرفه تا غروب روز عرفه زمان بسیار بزرگی است. موقعیت بسیار خوبی است، هم دعا کنید و هم به اعمال صالحه مشغول شوید! این را هم بدانید که دعاهایی که می‏کنید اگر برای دیگران باشد، چیز بیشتری نصیبتان می‏شود.
فضیلت زائرین امام حسین (علیه السلام) در عرفه
مسئله مهم در روز عرفه زیارت امام حسین (علیه السلام ) است که در حدیث آمده است خداوند قبل از آنکه به سرزمین عرفات نظر کند، به زائرین امام حسین(علیه السلام ) نظر می‌افکند و این نظر افکندن در زمان‌های حساس و سرنوشت‌ساز مانند شب قدر، عید فطر، عید قربان و عید غدیر می‌باشد که افضل اعمال در این زمان‌ها زیارت امام حسین(علیه السلام ) است.

زیارت امام حسین علیه السلام در روز عرفه
بدان که آنچه از اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام در باب زیارت امام حسین علیه السلام در روزعرفه رسیده از کثرت اخبار و بسیارى فضیلت و ثواب زیاده از آن است که احصا شود و ما به جهت تشویق زایرین به ذکر چند حدیث اکتفا مى‏نماییم .
به سند معتبر از بشیر دهان منقول است که گفت: عرض کردم به خدمت حضرت صادق علیه السلام که گاه هست حج از من فوت مى‏شود و روز عرفه را نزد قبر امام حسین علیه السلام مى‏گذرانم فرمود که نیک مى‏کنى اى بشیر هر مۆمنى که به زیارت قبر امام حسین علیه السلام برود با شناسایى حق آن حضرت در غیر روز عید نوشته شود براى او ثواب بیست حج و بیست عمره مبروره مقبوله و بیست جهاد با پیغمبر مرسل یا امام عادل و هر که زیارت کند آن حضرت را در روز عید بنویسد حق تعالى براى او ثواب صد حج و صد عمره و صد جهاد با پیغمبر مرسل یا امام عادل و هر که زیارت کند آن حضرت را در روز عرفه با معرفت حق آن حضرت نوشته شود براى او ثواب هزار حج و هزار عمره پسندیده مقبوله و هزار جهاد با پیغمبر مرسل یا امام عادل گفتم کجا حاصل مى‏شود براى من ثواب موقف عرفات .
رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود: در روز عرفه خداوند متعال به بندگان عارفى که در پیشگاه الهى صف کشیده و نداى عاشقانه و عارفانه‌شان صحراى عرفات را پر کرده است مباهات مى‌کند و به فرشتگانش مى‌فرماید: اى ملائکه من! به بندگانم بنگرید که از راه‌هاى دور و نزدیک، مشکلات بسیارى را متحمل شده و به اینجا آمده‌اند. شما را گواه مى‌گیرم که من خواسته‌ آنان را برآوردم و گناهکارانشان را به خاطر نیکوکارانشان بخشیدم
پس آن حضرت نظر کرد به سوى من مانند کسى که خشمناک باشد و فرمود که اى بشیر هر گاه مۆمنى برود به زیارت قبر امام حسین علیه السلام در روز عرفه و غسل کند در نهر فرات پس متوجه شود به سوى قبر آن حضرت بنویسد حق تعالى از براى او به هر گامى که برمى‏دارد حجى که با همه مناسک بعمل آورده باشد و چنین گمان دارم که فرمود و عمره [غزوه‏]) (و در احادیث کثیره بسیار معتبره وارد شده که: حق تعالى در روز عرفه اول نظر رحمت بسوى زائران قبر حسین علیه السلام مى‏افکند پیش از آنکه نظر به اهل موقف عرفات کند)
و در حدیث معتبر از رفاعه منقول است که: حضرت صادق علیه السلام به من فرمود که امسال حج کردى گفتم فدایت شوم زرى نداشتم که به حج روم و لکن عرفه را نزد قبر امام حسین علیه السلام گذرانیدم فرمود که اى رفاعه هیچ کوتاهى نکردى از آنچه اهل منى در آن بودند اگر نه این بود که کراهت دارم که مردم ترک حج کنند هر آینه حدیثى براى تو مى‏گفتم که هرگز ترک زیارت قبر آن حضرت نکنى پس ساعتى ساکت شد و بعد از آن فرمود که خبر داد مرا پدرم که هر که بیرون رود به سوى قبر امام حسین علیه السلام و عارف به حق آن حضرت باشد و با تکبر نرود همراه او مى‏شوند هزار ملک از جانب راست و هزار ملک از جانب چپ و نوشته شود براى او ثواب هزار حج و هزار عمره که با پیغمبر یا وصى پیغمبر کرده باشد.

این روز را از دست ندهید!
هر لحظه‌ای از لحظات امروز برای ما گرانبها است؛ بخصوص برای دعا و درخواست از خداوند. این فرصت بهترین فرصت است. پس این فرصت را از دست ندهید! به خصوص از ظهر تا هنگام غروب را که در روایات وارد شده است. به دوستان می‏خواستم سفارش کنم که این چند ساعت را غنیمت بشمارید.
بدانید اگر می‏خواهید مشکلاتتان را حل کنید ـ‏که همه ما ‏مشکلات داریم‏ـ بیایید ‌این چند ساعت را درِ خانه خدا بروید و از او بخواهید؛ چه حاجت‏های مادی را و چه معنوی را، همه را از او بخواهید. چون امروز برد دعا خیلی زیاد است. بخصوص درباره دیگران اگر دعا کنید، ما در روایت داریم که خدا چند هزار برابر به شما اعطا می‏کند. از همه شما التماس دعا دارم؛ من را هم فراموش نکنید و دعا کنید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حمید رحیمی

تور هوایی کربلا و نجف | بلیط نجف

تور هوایی کربلا و نجف | بلیط نجف

تور هوایی کربلا و نجف | بلیط نجف

تور هوایی کربلا و نجف

تور هوایی کربلا و نجف مرداد ماه ۹۶، هتل درجه الف یاسمین در کربلا و قصرالصور در نجف  با کمترین قیمت ، پرواز از تهران به نجف و نجف به تهران 

خدمات تور هوایی کربلا و نجف

  • ۲ شب نجف ۵ شب کربلا
  • پرواز رفت و برگشت
  • اخذ ویزا
  • ترانسفر فرودگاهی
  • بیمه مسافرتی
  • مدیر کاروان
  • اقامت در هتل همراه با صبحانه – ناهار – شام

 

مدارک مورد نیاز تور هوایی کربلا و نجف

  •  اصل گذرنامه با حداقل ۶ ماه اعتبار و  دو قطعه عکس رنگی ۴*۳
  • توضیحات تور هوایی کربلا و نجف
  • هتل درجه الف یاسمین در کربلا و قصرالسور در نجف
  • هزینه سفر به کاظمین ۳۵ تومان
  • کنترل گذرنامه و ممانعت خروج از کشور و عوارض ورود به عراق به عهده مسافر می باشد.حضور مسافرین ۳ ساعت قبل از حرکت در فرودگاه امام خمینی( ره) الزامی می باشد .کلیه مدارک سفر در فرودگاه امام خمینی تحویل داده می شود . در صورت کنسلی از طرف مسافر هیچگونه مبلغی مسترد نخواهد شد ،در صورت جا ندادن هتل های مورد نظر هتل مشابه جایگزین میگردد .برای رزرو قطعی فقط عقد قرار داد مورد تایید این شرکت می باشد.

بررسی هتل یاسمین درکربلا

بررسی هتل قصر السور در نجف

 

قیمت و تاریخ اعزام کربلا و نجف

قیمت ورود به شهر مناسبت تاریخ اعزام
۱٫۴۹۰٫۰۰۰ نجف ایام عادی ۹۶/۰۶/۰۱
۱٫۶۹۰٫۰۰۰ کربلا عید قربان ۹۶/۰۶/۰۸
۱٫۵۹۰٫۰۰۰ نجف عید قربان ۹۶/۰۶/۱۰
۱٫۵۹۰٫۰۰۰ کربلا عید غدیر ۹۶/۰۶/۱۳
۱٫۵۹۰٫۰۰۰ کربلا عید غدیر ۹۶/۰۶/۱۵
۱٫۶۹۰٫۰۰۰ نجف عید غدیر ۹۶/۰۶/۱۷
۱٫۵۹۰٫۰۰۰ نجف ایام عادی ۹۶/۰۶/۲۰
۱٫۵۹۰٫۰۰۰ نجف ایام عادی ۹۶/۰۶/۲۲
۱٫۶۹۰٫۰۰۰ کربلا پرچم گذاری حرم امام حسین ۹۶/۰۶/۲۴
۱٫۶۹۰٫۰۰۰ کربلا پرچم گذاری حرم امام حسین ۹۶/۰۶/۲۷
۱٫۵۹۰٫۰۰۰ نجف ایام عادی ۹۶/۰۶/۲۹
۱٫۵۹۰٫۰۰۰ نجف ایام عادی ۹۶/۰۶/۳۱

برای اطلاع بیشتر از تور هوایی کربلا و نجف با ما تماس بگیرین. شماره های تماس آژانس مسافرتی یلدا سیر پارسیان :

۰۲۱-۸۸۸۳۰۰۳۵  ۰۲۱-۸۸۸۳۸۹۳۷    ۰۹۲۲۳۰۲۴۱۹۹

آدرس :  تهران، خیابان سمیه، تقاطع خیابان موسوی، ساختمان سعید، طبقه اول، واحد ۲۵   

اطلاعات مربوط به تور لحظه آخری، تور گرجستان ، تور روسیه ، تور خارجی ، تور هوایی کربلا ، تور  عتبات در کانال تلگرام ما

yaldaseir_channel@

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حمید رحیمی

واقعه کربلا

خلاصه ای از زندگانی امام حسین علیه السلام
ولادت

تور هوایی کربلا ارزان قیمت 
در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت (1) دومین فرزند برومند حضرت على وفاطمه , که درود خدا بر ایشان باد, در خانه وحى و ولایت چشم به جهان گشود. چون خبر ولادتش به پیامبر گرامى اسلام (ص ) رسید, به خانه حضرت على (ع ) و فاطمه (س ) آمد و اسما (2) را فرمود تا کودک را بیاورد.اسما او را در پارچه اى سپید پیچید و خدمت رسول اکرم (ص ) برد, آن گرامى به گوش راست او اذان و به گوش چپ او اقامه گفت.(3)

سفر به کربلا با تور هوایی کربلا
به روزهاى اول یا هفتمین روز ولادت با سعادتش , امین وحى الهى , جبرئیل فرود آمد و گفت : سلام خداوند بر تو باد اى رسول خدا, این نوزاد را به نام پسر کوچک هارون (شبیر) (4) که به عربى (حسین ) خوانده می شود نام بگذار.(5)چون على براى تو به سان هارون براى موسى بن عمران است , جز آن که تو خاتم پیغمبران هستى .و به این ترتیب نام پرعظمت حسین از جانب پروردگار, براى دومین فرزند فاطمه (س ) انتخاب شد.


به روز هفتم ولادتش , فاطمه زهرا که سلام خداوند بر او باد, گوسفندى را براى فرزندش به عنوان عقیقه (6) کشت, و سر آن حضرت را تراشید و هم وزن موى سر او نقره صدقه داد. (7)

 

حسین (ع ) و پیامبر (ص )
از ولادت حسین بن على (ع ) که در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص ) که شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد, مردم از اظهار محبت و لطفى که پیامبر راستین اسلام (ص ) درباره حسین (ع ) ابراز میداشت, به بزرگوارى و مقام شامخ پیشواى سوم آگاه شدند.
سلمان فارسى می گوید: دیدم که رسول خدا (ص ) حسین (ع ) را بر زانوى خویش نهاده او را می بوسید و می فرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانى, تو امام و پسر امام و پدر امامان هستى, تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجتهاى خدایى که نُه نفرند و خاتم ایشان ,قائم ایشان (امام زمان عج ) می باشد. (8)

انس بن مالک روایت می کند: وقتى از پیامبر پرسیدند کدام یک از اهل بیت خود را بیشتر دوست می دارى , فرمود: حسن و حسین را, (9) بارها رسول گرامى حسن (ع ) و حسین (ع ) را به سینه می فشرد وآنان را می بویید و می بوسید. (10)


ابوهریره که از مزدوران معاویه و از دشمنان خاندان امامت است , در عین حال اعتراف می کند که :رسول اکرم را دیدم که حسن و حسین را بر شانه هاى خویش نشانده بود و به سوى مامی آمد, وقتى به ما رسید فرمود هر کس این دو فرزندم را دوست بدارد مرا دوست داشته , و هر که با آنان دشمنى ورزد با من دشمنى نموده است.(11)عالیترین, صمیمیترین و گویاترین رابطه معنوى و ملکوتى بین پیامبر و حسین را میتوان در این جمله رسول گرامى اسلام(ص )خواند که فرمود:حسین از من و من ازحسینم (12)

 

حسین (ع ) با پدر
شش سال از عمرش با پیامبر بزرگوار سپرى شد, و آن گاه که رسول خدا (ص ) چشم از جهان فروبست و به لقاى پروردگار شتافت , مدت سى سال با پدر زیست. پدرى که جز به انصاف حکم نکرد , و جز به طهارت و بندگى نگذرانید, جز خدا ندید و جز خدا نخواست و جز خدا نیافت.پدرى که در زمان حکومتش لحظه اى او را آرام نگذاشتند ,همچنان که به هنگام غصب خلافتش جز به آزارش برنخاستند.


در تمام این مدت , با دل و جان از اوامر پدر اطاعت می کرد, و در چند سالى که حضرت على (ع ) متصدى خلافت ظاهرى شد, حضرت حسین (ع ) در راه پیشبرد اهداف اسلامى , مانند یک سرباز فداکار، همچون برادر بزرگوارش می کوشید, و در جنگهاى جمل , صفین و نهروان شرکت داشت.(13)
به این ترتیب , از پدرش امیرالمؤمنین(ع ) و دین خدا حمایت کرد و حتى گاهى در حضور جمعیت به غاصبین خلافت اعتراض می کرد. در زمان حکومت عمر, امام حسین (ع ) وارد مسجد شد, خلیفه دوم را بر منبر رسول الله (ص ) مشاهده کرد که سخن میگفت. بی درنگ از منبر بالا رفت و فریاد زد: از منبرپدرم فرود آى .... (14)


امام حسین (ع ) با برادر
پس از شهادت حضرت على (ع ), به فرموده رسول خدا (ص ) و وصیت امیرالمؤمنین (ع ) امامت و رهبرى شیعیان به حسن بن على (ع ), فرزند بزرگ امیرالمؤمنین (ع ), منتقل گشت و بر همه مردم واجب و لازم آمد که به فرامین پیشوایشان امام حسن (ع ) گوش فرادارند. امام حسین (ع ) که دست پرورد وحى محمدى و ولایت علوى بود, همراه و همکار و همفکر برادرش بود. چنان که وقتى بنا بر مصالح اسلام و جامعه مسلمانان و به دستور خداوند بزرگ,امام حسن (ع ) مجبور شد که با معاویه صلح کند و آن همه ناراحتی ها را تحمل نماید, امام حسین (ع ) شریک رنج هاى برادر بود و چون میدانست که این صلح به صلاح اسلام و مسلمین است , هرگز اعتراض به برادر نداشت.

 

حتى یک روز که معاویه , در حضور امام حسن (ع ) وامام حسین (ع ) دهان آلوده اش را به بدگویى نسبت به امام حسن (ع ) و پدر بزرگوارشان امیرمؤمنان (ع ) گشود, امام حسین (ع ) به دفاع برخاست تا سخن در گلوى معاویه بشکند و سزاى ناهنجاریش را به کنارش بگذارد, ولى امام حسن (ع ) او را به سکوت و خاموشى فراخواند, امام حسین (ع ) پذیرا شد و به جایش بازگشت , آن گاه امام حسن (ع ) خود به پاسخ معاویه برآمد, و با بیانى رسا و کوبنده خاموشش ساخت . (15)


امام حسین (ع ) در زمان معاویه
چون امام حسن (سلام خدا و فرشتگان خدا بر او باد) به شهادت رسیدند, به گفته رسول خدا (ص ) و امیرالمؤمنین (ع ) و وصیت حسن بن على (ع ) امامت و رهبرى شیعیان به امام حسین (ع ) منتقل شد و از طرف خدا مأمور رهبرى جامعه گردید.

امام حسین (ع ) می دید که معاویه با اتکا به قدرت اسلام , بر اریکه حکومت اسلام به ناحق تکیه زده , سخت مشغول تخریب اساس جامعه اسلامى و قوانین خداوند است و از این حکومت پوشالى مخرب به سختى رنج می برد, ولى نمی توانست دستى فراز آورد وقدرتى فراهم کند تا او را از جایگاه حکومت اسلامى پایین بکشد, چنانچه برادرش امام حسن (ع ) نیز وضعى مشابه او داشت.


امام حسین (ع ) می دانست اگر تصمیمش را آشکار سازد و به سازندگى قدرت بپردازد, پیش از هر جنبش و حرکت مفیدى به قتلش می رسانند, ناچار دندان بر جگر نهاد و صبررا پیشه ساخت که اگر بر می خاست , پیش از اقدام به دسیسه به شهادت رساندن, از این کشته شدن هیچ نتیجه اى گرفته نمی شد. بنابراین تا معاویه زنده بود, چون برادر زیست و علم مخالفت هاى بزرگ نیفراخت , جز آن که گاهى محیط و حرکات و اعمال معاویه را به باد انتقاد می گرفت و مردم رابه آینده نزدیک امیدوار می ساخت که اقدام مؤثرى خواهد نمود.

 

در تمام طول مدتى که معاویه از مردم براى ولایتعهدى یزید, بیعت می گرفت , حسین به شدت با اومخالفت کرد, و هرگز تن به بیعت یزید نداد و ولیعهدى او را نپذیرفت و حتى گاهى سخنانى تند به معاویه گفت و یا نامه اى کوبنده براى او نوشت .(16) معاویه هم در بیعت گرفتن براى یزید, به او اصرارى نکرد و امام (ع ) همچنین بود و ماند تا معاویه درگذشت ...

قیام حسینى
یزید پس از معاویه بر تخت حکومت اسلامى تکیه زد و خود را امیرالمؤمنین خواند و براى این که سلطنت ناحق و ستمگرانه اش را تثبیت کند, مصمم شد براى نامداران و شخصیتهاى اسلامى پیامى بفرستد و آنان را به بیعت با خویش بخواند. به همین منظور, نامه اى به حاکم مدینه نوشت و در آن یادآور شد که براى من از حسین (ع )بیعت بگیر و اگر مخالفت نمود بقتلش برسان .


حاکم این خبر را به امام حسین (ع )رسانید و جواب مطالبه نمود. امام حسین (ع ) چنین فرمود: انا لله و انا الیه راجعون و على الاسلام السلام اذا بلیت الامة براع مثل یزید.(17) آن گاه که افرادى چون یزید, (شرابخوار و قمارباز و بی ایمان و ناپاک که حتى ظاهر اسلام را هم مراعات نمی کند) بر مسند حکومت اسلامى بنشیند, باید فاتحه اسلام را خواند.(زیرا این گونه زمامدارها با نیروى اسلام و به نام اسلام , اسلام را از بین میبرند.)


امام حسین (ع ) می دانست اینک که حکومت یزید را به رسمیت نشناخته است,اگر در مدینه بماند به قتلش می رسانندش, لذا به امر پروردگار, شبانه و مخفى از مدینه به سوى مکه حرکت کرد. آمدن آن حضرت به مکه , همراه با سرباز زدن او از بیعت یزید, در بین مردم مکه و مدینه انتشار یافت , و این خبر تا به کوفه هم رسید.

 

کوفیان ازامام حسین (ع ) که در مکه به سر می برد دعوت کردند تا به سوى آنان آید و زمامدار امورشان باشد. امام (ع ) مسلم بن عقیل , پسر عموى خویش را به کوفه فرستاد تا حرکت و واکنش اجتماع کوفى را از نزدیک ببیند و برایش بنویسد. مسلم به کوفه رسید و با استقبال گرم و بی سابقه اى روبرو شد, هزاران نفر به عنوان نایب امام (ع ) با او بیعت کردند, و مسلم هم نامه اى به امام حسین (ع ) نگاشت و حرکت فورى امام (ع ) را لازم گزارش داد.


هر چند امام حسین (ع ) کوفیان را به خوبى می شناخت , و بی وفایى و بی دینیشان را در زمان حکومت پدر و برادر دیده بود و می دانست به گفته ها و بیعتشان با مسلم نمی توان اعتماد کرد, و لیکن براى اتمام حجت و اجراى اوامر پروردگار تصمیم گرفت که به سوى کوفه حرکت کند.با این حال تا هشتم ذیحجه , یعنى روزى که همه مردم مکه عازم رفتن به منى بودند (18) و هر کس در راه مکه جا مانده بود با عجله تمام می خواست خود را به مکه برساند, آن حضرت در مکه ماند و در چنین روزى با اهل بیت و یاران خود, از مکه به طرف عراق خارج شد و با این کار هم به وظیفه خویش عمل کرد و هم به مسلمانان جهان فهماند که پسر پیغمبر امت , یزید را به رسمیت نشناخته و با او بیعت نکرده ,بلکه علیه او قیام کرده است .


یزید که حرکت مسلم را به سوى کوفه دریافته و از بیعت کوفیان با او آگاه شده بود, ابن زیاد را (که از پلیدترین یاران یزید و از کثیفترین طرفداران حکومت بنى امیه بود) به کوفه فرستاد.ابن زیاد از ضعف ایمان و دورویى و ترس مردم کوفه استفاده نمود و با تهدید وارعاب , آنان را از دور و بر مسلم پراکنده ساخت , و مسلم به تنهایى با عمال ابن زیاد به نبرد پرداخت , و پس از جنگى دلاورانه و شگفت , با شجاعت شهید شد.(سلام خدا بر او باد).و ابن زیاد جامعه دورو و خیانتکار و بی ایمان کوفه را علیه امام حسین (ع ) برانگیخت , و کار به جایى رسید که عده اى از همان کسانى که براى امام (ع ) دعوتنامه نوشته بودند, سلاح جنگ پوشیدند و منتظر ماندند تا امام حسین (ع ) از راه برسد و به قتلش برسانند.


امام حسین (ع ) از همان شبى که از مدینه بیرون آمد, و در تمام مدتى که در مکه اقامت گزید, و در طول راه مکه به کربلا, تا هنگام شهادت , گاهى به اشاره , گاهى به صراحت , اعلان میداشت که :

مقصود من از حرکت , رسوا ساختن حکومت ضد اسلامى یزید وبرپاداشتن امر به معروف و نهى از منکر و ایستادگى در برابر ظلم و ستمگرى است وجز حمایت قرآن و زنده داشتن دین محمدى هدفى ندارم .

و این مأموریتى بود که خداوند به او واگذار نموده بود, حتى اگر به کشته شدن خود و اصحاب و فرزندان و اسیرى خانواده اش اتمام پذیرد.


رسول گرامى (ص) و امیرمؤمنان (ع) و حسن بن على (ع) پیشوایان پیشین اسلام, شهادت امام حسین (ع) را بارها بیان فرموده بودند.حتى در هنگام ولادت امام حسین (ع ),رسول گرانمایه اسلام (ص ) شهادتش را تذکر داده بود. (19) و خود امام حسین (ع ) به علم امامت میدانست که آخر این سفر به شهادتش می انجامد, ولى او کسى نبود که در برابر دستور آسمانى و فرمان خدا براى جان خود ارزشى قائل باشد, یا از اسارت خانواده اش واهمه اى به دل راه دهد. او آن کس بود که بلا را و شهادت را سعادت می پنداشت . (سلام ابدى خدا بر او باد) .


خبر شهادت حسین (ع ) در کربلا به قدرى در اجتماع اسلامى مورد گفتگو واقع شده بود که عامه مردم از پایان این سفر مطلع بودند. چون جسته و گریخته, از رسول الله (ص ) و امیرالمؤمنین (ع ) و امام حسن بن على (ع ) و دیگر بزرگان صدر اسلام شنیده بودند. بدین سان حرکت امام حسین (ع ) با آن درگیری ها و ناراحتی ها احتمال کشته شدنش را در اذهان عامه تشدید کرد.

 

به ویژه که خود در طول راه می فرمود: من کان باذلا فینا مهجته و موطنا على لقاء الله نفسه فلیرحل معنا. (20) هر کس حاضر است در راه ما از جان خویش بگذرد و به ملاقات پروردگار بشتابد,همراه ما بیاید. و لذا در بعضى از دوستان این توهم پیش آمد که حضرتش را از این سفر منصرف سازند، غافل از این که فرزند على بن ابى طالب (ع ) امام و جانشین پیامبر, و از دیگران به وظیفه خویش آگاه تر است و هرگز از آنچه خدا بر عهده او نهاده، دست نخواهد کشید.


بارى امام حسین (ع ) با همه این افکار و نظریه ها که اطرافش را گرفته بود به راه خویش ادامه داد, و کوچکترین خللى در تصمیمش راه نیافت .سرانجام رفت, و شهادت را دریافت. نه خود تنها, بلکه با اصحاب و فرزندان که هر یک ستاره اى درخشان در افق اسلام بودند, رفتند و کشته شدند,و خون هایشان شن هاى گرم دشت کربلا را لاله باران کرد تا جامعه مسلمانان بفهمد یزید (باقیمانده بسترهاى گناه آلود خاندان امیه) جانشین رسول خدا نیست , و اساسا اسلام از بنى امیه و بنى امیه از اسلام جداست.

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حمید رحیمی

کربلا کجاست

تور هوایی کربلا

سفر به کربلا با تور هوایی کربلا ارزان قیمت یلداسیرپارسیان ....قبله اهل حقیقت کربلاست کربلا،او قبله اهل ولاست گر چه دارد کعبه،مروه با صفا لیک،کی دارد منای کربلا؟ کعبه را گر زمزم است آب حیات کربلا را آب خضر آمد فرات رو نما عارف،صلات رکعتین در خم ابروی محراب حسین

«کربلا»،مدفن سید الشهداست،سرزمینی که عظیمترین حماسه خدایی بشر،درعاشورای سال 61 در آن اتفاق افتاد و موجش سراسر تاریخ و پهنه جهان را فرا گرفت.

خاک آن،بوی خون می دهد و تربت کربلا مقدس و الهام بخش است و در فضیلت آن،روایات بسیاری نقل شده است. (1) امام علی «ع »پس از جنگ صفین،هنگام عبور از کربلا همراه برخی همراهان،چشمانش پر از اشگ شد و فرمود:اینجاست محل فرودآمدنشان...و اینجاست شهادتگاه عاشقان بی نظیر که در گذشته و آینده،نمونه ندارند:«...مصارع عشاق شهداء لا تسبقهم من کان قبلهم و لا یلحقهم من بعدهم...» (2) و به همین خاطر،«کربلا»سمبل ایثار و جانبازی وشهادت طلبی و شوق و شور حماسی شناخته شده است و در طول تاریخ نیز،کانون عشقهای برتر بوده و همچون مغناطیسی،دلهای مشتاق و شیدای معرفت را به سوی خودکشیده است.در حماسه دفاع مقدس ایران نیز،بسیاری از رزمندگان اسلام،به شوق کربلاو زیارت حرم حسینی،جبهه ها را درمی نوردیدند و با بعثیان کافر می جنگیدند و رو به کعبه عشق،کربلای سید الشهدا«ع »شهید می شدند،چون کربلا سمبل هر جایی است که صحنه دیگری حق و باطل باشد.

در حسرت کوی کربلا می رفتند مشتاق به سوی کربلا می رفتند گلگون تن و خونین کفن و بی پر و بال اینگونه به سوی کربلا می رفتند (3)

در روایات آمده است که سید الشهدا«ع »نواحی اطراف قبر خویش را از اهل نینوا وغاضریه به مبلغ شصت هزار درهم خریداری کرد و به خود آنان صدقه داد و با آنان شرطکرد که مردم را به جایگاه قبرش راهنمایی کنند و هر که را به زیارت آن حضرت آید،سه روز مهمان نمایند و پذیرایی کنند. (4) باری،کربلا نام یکی از شهرهای کشور عراق است که در کنار رودخانه فرات قرارداشته است.این شهر،تا سال 61 هجری،بیابان بوده است.از آن زمان به بعد،بر اثرشهادت حسین بن علی «ع »در آن محل،بتدریج مورد توجه شیعیان آل علی قرار گرفت وپس از بنای مرقدهای شهدا،متدرجا مرکز جمعیت گردید و امروز،یکی از شهرهای زیارتی عراق می باشد که قریب 65000 تن جمعیت دارد و در ماههای محرم و صفر وهنگام زمستان،به سبب ورود زایران،جمعیت شهر به 000/100 تن می رسد. (5) در این که «کربلا»یعنی چه و ریشه لغوی آن چیست و از چه گرفته شده،بحثهای مفصلی انجام گرفته است. (6) طبق برخی نقلها،این نام از ترکیب «کرب »و«ال »ساخته شده است، یعنی حرم الله،یا مقدس الله،«کرب »در لغت سامی به معنای «قرب »در عربی است(کرب:قرب).اگر«ال »هم به معنای «الله »باشد،کربلا به معنای محلی است که نزدخدا،مقدس و مقرب است،یا«حرم خدا»است. (7) برخی هم آن را ترکیب یافته از«کوربابل »دانسته اند،یعنی مجموعه ای از آبادیها و روستاهای بابل.موقعیتی که کربلا در آن قرار دارد،در بین النهرین است.این منطقه در گذشته های دور،مهد حوادث و احیاناتمدنها بوده است و بخشهای گوناگونی از این ناحیه، نامهای مختلف داشته است.کربلا،کور بابل،نینوا،غاضریه،کربله،نواویس،حیر،طف،شفیه،عقر،نهر علقمی،عمورا،ماریه و...که بعضی از اینها نام روستاها و آبادیهایی در این منطقه وسیع بوده است. (8) حرم مطهر امام حسین «ع »که در این شهر قرار دارد،تاریخچه ای مفصل دارد و دردوره های مختلف تاریخی،بنای آن تغییرات و تعمیراتی یافته است.کربلا،شهری است که خاندانهای ریشه دار در آن ساکن بوده اند.حوزه علمیه داشته و خانواده هایی شریف،ادیب و علمای برجسته از آن برخاسته و در آن زیسته اند.قبر حضرت عباس «ع »نیز درهمین شهر است.در قرون اخیر نیز شاهد تعدادی حوادث و انقلابها و فتنه ها بوده است. (9) ولی به هر حال،در کربلا بیش از نشانهای جغرافیایی و تاریخی،باید مفاهیم والای انسانی و شورگستریها و الهام بخشیهای قداست آفرین را سراغ گرفت.

پی نوشتها

1- ر.ک:سفینة البحار،ج 2،ص 11 و 475.معروفست که:«کل ارض کربلاء و کل یوم عاشورا».در باره این مرقد مطهر ازجمله «چهل حدیث کربلا»،نشر معروف نیز منتشر شده است.

2- همان،ص 197 و 475.

3- علی مرادی.

4- مجمع البحرین،طریحی،واژه «کربل ».

5- فرهنگ فارسی،معین.برای آشنایی با تاریخ این شهر از دیر باز تا عصر حاضر،ر.ک:«تراث کربلا»از سلمان هادی الطعمه(این کتاب به فارسی هم ترجمه شده است:میراث کربلا)همچنین ر.ک:«موسوعة العتبات المقدسه »جلد 8(قسم کربلا)از جعفر الخلیلی.

6- از جمله ر.ک:«موسوعة العتبات المقدسه »،ج 8،ص 9 به بعد.

7- همان،ص 10.

8- تراث کربلا،ص 19.

9- ر.ک:«تراث کربلا»،سلمان هادی الطعمه.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حمید رحیمی

هتل قصر السور در نجف

هتل قصر السور در نجف

هتل قصر السور در نجف

هتل قصر السور در نجف

نام هتل : قصرالسور

درجه هتل : درجه الف

شهر : نجف

ظرفیت هتل :۱۶۰ نفر

 مسافت تا حرم : ۳ دقیقه پیاده

آدرس : شارع الرسول روبه روی قبرستان وادی السلام درب شیخ طوسی

قدمت :۲ سال ساخت

خدمات : صبحانه . ناهار. شام . آشپز ایرانی .

 اینترنت رایگان در تمامی اتاق ها. سیستم سرمایشی و گرمایشی

ظرفیت رستوران : ۱۵۰ نفر – هتل قصر السور در نجف یکی از هتل های مناسب برای زائرین نجف می باشد . اطلاع از تور هوایی کربلا و نجف 

 

هتل-قصر السور-نجف-تور-کربلا-با-هواپیما

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حمید رحیمی

کربلا نامه

تور هوایی کربلا با یلداسیرپارسیان

سفر به کربلا با تور هوایی کربلا ارزان قیمت ...در میان یاران و اصحاب امام حسین (ع) این قسمت دارای ارزشی قویتر بوده که بار خود با قصر سن در سیر کربلائی بودن و عاشورایی شدن تلاش فراوان نموده‏اند و با استعداد از بارگاه حق و تمسک به وجود مقدس نبوت و امامت به حضور زیبای این عزیزان در کربلا می‏پردازیم.

 

* عبدالله ابن الحسن:

 

«اَلسَّلامُ عَلی عَبدِاللّهِ بنِ الحُسین الطِّفل الرَّ ضیع الَمرمی الصِّریع المشحَّوادَما... الَمذبوحِ بالسَّهمِ فی حِجرِ اَبیهِ لَعَنَ اللّه رامیه...»1

 

سلام بر عبدالله شیرخوار فرزند حسین که هدف تیر قرار گرفت و در خون خود غوطه ور شد... و سرش به وسیله تیر دشمن، در آویخته شد، ذبح گردید. خداوند قاتل او را لعنت کند.

 

عبدالله ابن الحسین (ع) کودک شیرخواری بود که در ظهر عاشورا چشم به جهان گشود.2 و از تولد تا شهادتش شاید بیشتر از یک ساعت نگذشت.

 

مادرش امّ اسحاق دختر طلحه بن عبیدالله ابن تیمیه است رباب کسانی که رباب را مادر عبدالله می‏دانند. او را با علی اصغر یکی می‏دانند و این صحیح نیست.

 

امام حسین (ع) پس از شهادت تمام یاران و اصحاب به سوی خیمه‏ها رفت و از اسب پیاده شد و بر در خیمه نشست. در این حال نوزاد را که در همان ساعت به دنیا آمده بود به دستش دادند و حضرت در گوش او اذان گفت.3 سپس طفل را در دامن نهاد و زبان مبارک را در دهان او برد،4 و کامش را برداشت همین که خواست برای وداع نوزادش را ببوسد، عبدالله بن عقیقه الغنوی5 تیری از کمان رها کرد، آن تیر بر گلوی نازک کودک نشست و او را در آغوش پدر سر برید.

 

امام حسین (ع) تیر را از گلوی کودک بیرون کشید و او را به خونش آغشته ساخت و فرمود:

 

«وللّهِ لانتَ اکرمُ علی اللّهِ مِن الاّقَهِ وَ محمّد اَکرَمُ عَلَی اللَّهِ مِنْ صالحِ»

 

به خدا سوگند که تو از ناقه بر خداگرامی‏تری و محمد هم از صالح بر خدا گرامی‏تر است.6

 

سپس او را پهلوی فرزندان و برادرزادگان خود نهاد.

 

 

علی ابن‏الحسین الاصغر (علی اصغر):

 

علی اصغر کودک شیرخوار امام حسین (ع) و مادرش رباب دختر امرءالقیس می‏باشد. معروف است که علی اصغر (ع) در کربلا شش ماه داشت.

 

ابو مخنف می‏نویسد:.... «وَلِهُ مِنَ الغمر سِتَّةُ اَشهُرٍ»7

 

او علی اصغر، شش ماه داشته است.

 

محل تولد حضرت، مدینه بوده است. علی اصغر (ع) به همراه پدر، مادر و بستگان خویش به کربلا آورده شد. درباره نحوه شهادت این طفل شیرخوار روایات و تواریخ مختلف است که به آنها اشاره‏ای می‏رود.

 

امام (ع) در اوج مصیبتها و فجایعی که برایش اتفاق بود و یاران و فرزندان و برادران و بستگانش همه به شهادت رسیده بود و هیچ‏کس جز زنان و کودکان باقی نماندند، صدای استغاثه حضرت به گوش زنان رسید، صدای زنان به ناله بلند شد. امام با شنیدن ناله جانسوز آنها به خیمه‏ها رفت و آنان را آرام ساخت و سپس فرمود:

 

ناوِلونی عَلِیّا اِبنی الطَّفل حَتَّ اَودّعهُ8

 

پسر کوچکم علی را به من بدهید تا با او وداع کنم.

 

آنان علی اصغر را به آن حضرت دادند. امام او را گرفت و در دامن خود قرار داد و در حالی که سر را برای بوسیدن پایین می‏برد فرمود:

 

«ویلُ لهؤلاءِ القَومِ اذاکان جَدُّکَ مُحَمَّدٍ المصطفی خَصمُهُمْ»

 

و ای بر این ستمکاران، آن گاه که جدّت حضرت محمد (ص) دشمن ایشان باشد.

 

پس او را بوسید و با او وداع کرد، هنگامی که خواست او را به خواهرش ام‏کلثوم بدهد، چنین سفارش فرمود:

 

خواهرم! تو را سفارش می‏کنم که به بهترین وجه از علی اصغر نگهداری کنی. زیرا او کودک کوچک شش ماهه‏ای است و به مراقبت شما نیاز دارد.9

 

ام کلثوم عرض کرد: برادر این کودک تشنه است، جرعه آبی به او بنوشان. امام حسین (ع) دوباره علی اصغر را در آغوش گرفت و به سوی دشمن رفت و در برابر آنان ایستاد و فرمود:

 

«یا قَومُ اِن لَمْ ترحمونی فَارحُموا هذاالطِّفل10 اَمّا تَرَوْنَهُ کَیفَ یَتَلظّی عطشا»11

 

ای مردم! اگر به من رحم نمی‏کنید پس به این کودک شیرخوار رحم کنید. آیا او را نمی‏بینید که چگونه از شدت تشنگی دهانش را باز و بسته می‏کند.

 

در این هنگام هرملة بن کامل اسدی تیری از کمان رها کرد و آن کودک را در آغوش پدربزرگوارش ذبح کرد.

 

«فَذَبَحَ الطِّفلُ مَنَ الَرید ال الورید اَوِ الاُذنِ اِلی الاُذُنْ»12

 

از رگ تا رگ یا گوش تا گوش آن طفل بریده شد.

 

امام حسین (ع) با سرعت به خیمه بازگشت وتیر را از گلوی علی اصغر بیرون کشید و او را به خواهرش زینب سپرد، سپس دستهایش را از خون گلوی او پر کرد و به آسمان پرتاب کرد13 و فرمود:

 

خدایا بین ما و این مردم که ما را دعوت کردند تا یاریمان کنند امّا ما را کشتند، حکم بفرما.14

 

سید بن طاووس در لهوف می‏نویسد: امام حسین (ع) پس از پاشیدن خون کودک شیرخوار به آسمان چنین فرمود:

 

... آنچه از ما مصیبت بر من نازل می‏شود برایم آسان است زیرا خداوند آن را می‏بیند...

 

و امام باقر (ع) فرمودند:

 

«فَلَمْ یَسْقَطْ مِنْ ذلکَ الدّم قطرة الی الارض»

 

از آن خونی که حسین (ع) از گلوی علی اصغر به سوی آسمان پاشید یک قطره هم بر روی زمین نیفتاد.

 

 

حضرت علی اکبر (ع):

 

علی اکبر بین سالهای 33 تا 35 هجری قمری از مادر بزرگوار به نام لیلی دختر ابی مرّة بن مسعود ثقفی در شهر مدینه چشم به جهان گشود و در مکتب انسان ساز امام حسین (ع) تربیت شد و علم، ادب، کمال، ایثار و شهادت را از وجود مقدس سبط اکبر، امام حسین (ع) فرا گرفت و در هیچ زمانی از اطاعت امامت و حمایت اهداف ولایت کوتاهی نکرد و تا آخرین نفس و قطره خون از امام زمانش دفاع کرد.

 

در مورد سن اقوال مختلفی وجود دارد از جمله:

 

* ابن شهر آشوب در مناقب و طبرسی در اعلام الوری و شیخ مفید در ارشاد، سن حضرت را هیجده یا نوزده سال نوشته‏اند.

 

* ابن نمای حلی در مشیرالاحزان بیست یا بیست وسه آورده است.

 

* ابن ادریس حلّی در خاتمه کتاب بع السرائر (ص 655) می‏نویسد: با توجه به اینکه حضرت علی‏اکبر (ع) در زمان خلافت عثمان به دنیا آمده، سن حضرت بین بیست و پنج و بیست و هفت سال بوده است. مرحوم محدث قمی در نفس المهوم15 و مقّرم در رساله علی‏اکبر و ذبیح الله محلاتی در فرسان الهیجاء به همان سن 27 سال ارجحیت می‏دادند.

 

سقای جوان کربلا

 

یکی از کسانی که در کربلا به فضیلت آب آوری دست یافت، حضرت علی اکبر (ع) بود. در حدیث از امام صادق (ع) چنین نقل شده است که امام حسین (ع)، حضرت علی اکبر (ع) را در روز هشتم محرم به همراه سی سوار به سوی آب فرستاد. آنان خود را به خیل لشگر دشمن زدند و بدون هیچ ترس و هراسی به پیکار پرداختند و پس از یک درگیری سخت، به آب رسیدند و ظرفها را پر کردند و به خیمه‏ها بازگشتند، حضرت علی اکبر دوست داشت که آب زودتر از خودش به تشنگان خیام امام (ع) برسد و حتی آماده بود تا جانش را فداکند امّا یک قطره آب بر زمین نریزد16.

 

 

اولین شهید بنی‏هاشم

 

علی اکبر (ع) اولین نفر از بنی‏هاشم است که در روز عاشورا در کربلا شهید شد17

 

در زیارت ناحیه نیز چنین آمده است:

 

«اَلسَّلام عَلیکَ یا اَوَّلَ قتیل من نَسلٍ خَیرِ سلیلٍ...»18

 

سلام بر تو ای اولین شهید از دودمان بهترین نسل...

 

حضرت علی اکبر در زمان تاختن به میدان عین خورشیدی می‏ماند که از افق میدان طلوع کرده است. ناگهان دشمن، جمال حضرت محمد (ص) عصمت فاطمه و شجاعت حسین (ع) را در برابر خود مشاهده کرد.19

 

علی اکبر با رشادت کامل با دشمن جنگید و بالاخره در کمال شقاوت دشمن نابکار حضرت را با لب عطشان به شهادت رساندند.

 

هنگامی که امام حسین (ع) در کنار بدن پاک ومطهر حضرت علی اکبر حاضر شد با صدای بلند گریست و تا آن زمان هیچ کس صدای گریه آن حضرت را نشنیده بود.20

 

جوانان بنی‏هاشم پیکر علی اکبر را به سوی خیام می‏بردند که بانوان خاندان وحی از خیمه‏ها بیرون ریختند و چون او را غرقه در خون و مالامال از زخم نیزه و تیر مشاهده نمودند، با سینه‏های سوخته و موهای پریشان و ناله‏های جانسوز به استقبالش آمدند و خود را بر او انداختند. در پیشاپیش آنان حضرت زینب کبری (س) بود.21

 

 

حسن بن حسن (مثنی):

 

حسن بن حسن معروف به حسن مثنی یکی از پسران امام حسن مجتبی (ع) است. کنیه آن بزرگوار ابو محمد و مادرش خوله دختر منظور قزاریه است.22 و به روایتی می‏گویند او در روز عاشورا نوجوانی هفده ساله بوده است23.

 

ابوالحسن شعرانی می‏نویسد: تزویج حسن مثنی و فاطمه دختر امام حسین (ع) در همان ایام خروج امام حسین (ع) از مدینه یا در راه مدینه و کربلا بوده است و فاطمه در کربلا نو عروس بود24.

 

حسن مثنی همراه امام حسین (ع) در کربلا حاضر بود و در روز عاشورا به میدان جنگ رفت و با دشمنان خدا جنگ سختی کرد25.

 

سید بن طاووس می‏نویسد: حسن مثنی هفده نفر را به خاک هلاکت انداخت و هیجده زخم بر بدن مبارکش وارد شد26.

 

مقرم می‏نویسد: دست راست او نیز قطع شده بود27 براثر زخمها و خونریزی زیاد بیهوش در میدان افتاده بود. دشمن خیال کرد او نیز شهید شده است.

 

روز یازدهم وقتی به دستور عمر سعد سرهای شهدا را جدا کردند، دیدند او هنوز زنده است. اسماء بن خارجه فرازی یکی از سربازان دشمن که به مادر او نسبت داشت گفت: او را به خاطر من واگذارید. او را رها کردند و اسماء حسن مثنی را به کوفه برده وقتی این حکایت را برای عبیدالله نقل کردند گفت او را برای ابی حسّان واگذارید، پسر خواهر اوست. اسماء او را معالجه کرد و به مدینه فرستاد.28

 

 

ابوبکر بن‏الحسن (عبدالله اکبر):

 

نوجوان دیگری که روز عاشورا در کربلا حضور فعالی داشت، ابوبکر پسر امام حسن مجتبی (ع) معروف به عبدالله اکبر است29. مادر بزرگوار او کنیزی به نام رمله بود. او پس از ازدواج برادرش حسن مثنی، نزد امام حسین (ع) می‏رود و سکینه دختر عموی خود را خواستگاری و عقد می‏کند30.

 

بسیاری از مورخان نوشته‏اند که در روز عاشورا حضرت سکینه (س) عقد بسته پسر عمویش عبدالله اکبر بود و تا لحظه شهادت او مراسم زفاف انجام نشد31.

 

امّا ازدواج این دو برادر (حسن مثنی و عبدالله اکبر) با این دو خواهر (فاطمه و سکینه) از مسلّمات تاریخ است. در زیارت ناحیه مقدسه می‏خوانیم:

 

«اَلسَّلام عَلی ابی بکر بن الحسن بن علی الزکی الولی المرمّی بالسّهم الَّروی لعَنَ اللهُ قاتلهُ عبدالله بن عقبه الغنوی»32

 

سلام بر ابوبکر پسر حسن بن علی بن ابی طالب کسی که پاک و دوست داشتنی بود، کسی که با تیر دشمن از پای درآمد. خداوند قاتل او، عبدالله عقبه غنوی را لعنت کند.

 

عبدالله اصغر:

 

عبدالله اصغر پسر یازده ساله33 امام حسن (ع) روز عاشورا در کربلا حضور داشت. برخی از مورخان مادرش را زینب دختر سلیل (سیع) بن‏عبدالله34 و بعضی دیگر او را کنیز دانسته‏اند.35

 

این کودک کنار عمویش امام حسین (ع) در قتلگاه شهید شده است. امام حسین (ع) مجروح و خونین، غریب و تنها در قتلگاه افتاده است و دشمنان او را محاصره کرده‏اند. عبدالله این صحنه جگر سوز را می‏بیند. برای دفاع هرچند ناچیز به میدان می‏رود و خود را به عمویش می‏رساند و کنار آن حضرت می‏ایستد. در این هنگام مردی از قبیله یتم به نام بحربن کعب شمشیر کشید تا آن را بر امام (ع) فرود آورد، عبدالله اصغر گفت: ای پسر زن ناپاک آیا می‏خواهی عموی مرا بکشی؟ او شمشیرش را فرود آورد، عبدالله دستش را سپر کرد تا به امام (ع) اصابت نکند، دست او قطع شد و به پوست آویزان گشت. عبدالله صدا زد: یا عمّاه، یا امّاه (ای عمو جان، ای مادر) در این هنگام امام حسین (ع) او را گرفت و به سینه چسباند و فرمود:

 

ای پسر برادرم صبرکن. این زخم شمشیر و مصیبت را خیر به حساب بیاور، زیرا به زودی خداوند تو را به پدران شایسته‏ات رسول خدا (ص) و علی بن‏ابیطالب (ع) و حمزه و جعفر و حسن بن علی که درود خدا بر آنان باد ملحق خواهد ساخت. عبدالله هنوز در دامن عموی بزرگوارش بود و به دلجویی او گوش داشت که حرملة بن کامل اسدی، گلوی نازک وی را هدف تیر قرار داد و او را در آغوش امام حسین (ع) سر برید36.

 

 

عمرو بن الحسن:

 

یکی دیگر از کودکانی که در کربلا حضور داشت و پس از حادثه عاشورا به اسارت رفت، عمروبن الحسن (ع) بود. بعضی او را عمربن الحسن نوشته‏اند.

 

تاریخ درباره او چیزی بیش از آنچه در ذیل می‏آید ذکر نکرده است:

 

طبری می‏نویسد: یک روز یزید، علی بن الحسین (ع) را فرا خواند. امام سجاد (ع) با عمرو بن الحسن که پسر کوچکی بود نزد یزید رفت، خالد پسر یزید لعنت الله علیه که تقریبا با عمر و هم سن و سال بود نیز حضور داشت. یزید به عمرو گفت: آیا با پسر من کشتی می‏گیری؟

 

عمروگفت: نه، امّا یک چاقو به من و یک چاقو به او بده تا با یکدیگر بجنگیم. یزید این سخن شجاعانه عمرو را شنید. فرزند خود را در آغوش گرفت و بر سینه چسباند و گفت: این خویی است که من از اخترم می‏شناسم آیا مار جز مار می‏زاید37.

 

کنایه از اینکه عمرو بن الحسین (ع) شجاعت و دلاوری را از پدران و اجداد خود به ارث برده است38.

 

احمد بن الحسن (ع):

 

مامقانی می‏نویسد: احمد فرزند امام حسن مجتبی (ع) در سن شانزده سالگی همراه عموی بزرگوارش در کربلا حضور داشت و روز عاشورا پس از یک مبارزه شدید به شهادت رسید. مادر بزرگوار او امّ بشر اخترابی مسعود انصاری در میان بانوان اهل بیت در کربلا بود.

 

احمد بن‏الحسن نوجوانی شجاع و بی‏باک بود. او از امام حسین (ع) اجازه نبرد گرفت و به میدان رفت.

 

در این نبرد هشتاد نفر را به هلاکت رساند، بارجز خوانی بسیار زیبایش به دشمن می‏تاخت و امّا برای رفع تشنگی به پیشگاه مظلوم کربلا امام حسین (ع) می‏آمد که امام (ع) فرمودند بزودی بوسیله جدّت رسول اکرم (ص) سیراب می‏شوی.

 

و بالاخره در این مبارزه که تعداد کثیری از افراد دشمن را به هلاکت رساند در آخر دشمنان زخم خورده با شدت بیشتری او را محاصره کردند و از پایش در آوردند39.

 

 

قاسم بن‏الحسن (ع)

 

یکی دیگر از نوجوانان شجاع و نیرومندی که روز عاشورا در کربلا حضور داشت، حضرت قاسم فرزند امام حسن مجتبی (ع) بود مادر او همان مادر عبدالله اکبر یعنی رمله بود.

 

با اینکه تاریخ زندگیش مشخص نیست امّا لحظات عشق و ایثار او در روز عاشورا از شخصیت والای او، روح بلندش، معرفت و دینداریش، وفاداری، شجاعت، محبت، جانبازیش خبر می‏دهد.

 

مجلسی می‏نویسد: در اکثر روایات آمده است که قاسم بن‏الحسن نوجوانی نابالغ بود. آنگاه که امام حسین (ع) او را آماده رزم، دید، دست در گردن او انداخت و گریست. قاسم نیز به گریه افتاد. آنقدر گریه کردند تا از هوش رفتند. هنگامی که به هوش آمدند، قاسم از عموی بزرگوارش اجازه مبارزه خواست. امام حسین (ع) اجازه نداد، قاسم به التماس افتاد و آنقدر دست و پای آن حضرت را بوسید تا اجازه مبارزه گرفت.

 

حضرت قاسم در حالی که اشک از چشمهایش جاری بود به میدان رفت و این رجز را خواند. اگر مرا نمی‏شناسید، پس بدانید حسن فرزند امام حسین (ع) نوه پیامبر اسلام (ص) هستم. این حسین است که مانند اسیری گروگان مردم است، خدا آنان را سیراب نسازد، صورتش چون پاره ماهی می‏درخشید. با آن کوچکی سی وپنج مرد جنگی دشمن را از پای در آورد40.

 

حضرت قاسم (ع)بعد از جنگ و مبارزه‏ای نابرابر توسط عمرو یعد جراحت شدیدی برداشت به‏طور که قاسم با فرق شکافته، بدن مجروح و پایمال شده از سم اسبهای دشمن، روی خاک داغ کربلا و در برابر؟ آفتاب سوزان پای بر زمین می‏سائید41.

 

حضرت امام حسین (ع) بدن پاک قاسم را در کنار بدن پاک و مطهر حضرت علی اکبر و سایر شهیدان اهل بیت قرار داد و به آسمان روی کرده و فرمود:

 

خدایا به حساب آنان برس و چندان از آنان بکش و پراکنده ساز تا هیچ‏کس از آنان باقی نماند و هرگز آنان را نیامرز.

 

ای عموزادگان و اهل بیت من! صبر کنید که از این پس هرگز ذلیل و خوار نشوید.

 

در زیارتنامه معروف ناحیه مقدسه آمده است.

 

السلام علی القاسم ابن الحسن بن علی المضروب هامَته المسلوب لامته...

 

سلام بر قاسم پسر امام حسن (ع) آن نوجوانی که دشمن فرقش را شکافت و لباس جنگی‏اش را ربود. آنگاه که عمویش حسین (ع) را به کمک طلبید، مانند باز تیز پرواز بر بالین او حاضر شد. پاهایش را بر خاک گرم کربلا می‏سائید. در این هنگام امام (ع) فرمود: از رحمت خدا دور باشند قومی که تو را کشتند. آنان که جد و پدر بزرگوار تو را در روز قیامت دشمنشان است.

 

امام باقر (ع):

 

شیخ مفید رحمت‏الله علیه می‏نویسد: امام سجاد (ع) پانزده فرزند داشت که تنها یکی از آنان در کربلا بود و او امام باقر (ع) بود42.

 

مادر بزرگوار امام باقر (ع) فاطمه دختر امام حسن مجتبی (ع) معروف به عبدالله است.

 

امام پنجم (ع) در روز دوشنبه سوم صفر یا اول رجب سال 57 هجری قمری در شهر مدینه چشم به دنیا گشود. او سه سال و نیمه بود که همراه پدر و جد بزرگوترش در کربلا حضور داشت. با چشمان کوچک خود حوادث خونین عاشورا و دوران اسارت را در حافظه خویش ثبت کرد.

 

 

فرزندان حضرت زینب (عون و محمد بن عبدالله)

 

در تاریخ کربلا نوجوانان و جوانان بسیاری در رکاب سیدالشهداء (ع) بر علیه دشمن غدّار مبارزه نموده‏اند و به درجه رفیع و جایگاه والای شهادت رسیده‏اند که از جمله این عزیزان فرزندان زینب (س) می‏باشند. حضرت زینب کبری (س) با پسر عموی خود عبدالله بن جعفر بن ابی طالب (ع) ازدواج کرد و صاحب چند فرزند به نامهای علی، عون، محمد، عباس، ام‏کلثوم شد43. عون و محمد در کربلا و روز عاشورا همراه مادرشان و امام حسین (ع) حضور فعال داشتند و به شهادت رسیدند.

 

شریف کاشانی می‏نویسد: حضرت زینب (س) پس از شهادت حضرت قاسم، موهای عون و محمد را شانه کرد و چشمانشان را سرمه کشید و لباس نو به آن پوشاند و شمشیر به کمرشان بست. سپس آن دو نوجوان شجاع را نزد برادر خود برد و برایشان اجازه مبارزه طلبید. امام فرمود: شاید عبدالله راضی نباشد. عرض کرد: عبدالله راضی است. او خود به من سفارش کرده است که اگر جنگ روی داد، فرزندان من پیش از فرزندان برادرت باید به میدان بروند و جانشان را نثار کنند.

 

پس از اصرار زیاد و سوگند دادن امام به مادر و پدر و جد بزرگوارش، حضرت اجازه فرمود.

 

محمد و عون، شمشیر به دوش، به میدان آمدند. تا چشم عمر سعد به آن دو طفل افتاد، گفت عجب محبتی این خواهر به برادرش دارد! او دو نوجوان خود را فدای برادر می‏کند44.

 

و آنها بعد از یک مبارزه دلیرانه محمد به دست عامربن نهشل تمیمی به شهادت رسید. در زیارت ناحیه مقدسه نام محمدبن عبدالله بن جعفر بن ابی طالب (ع) آمده است.

 

السلام علی محمد بن عبدالله بن جعفر الشاهد مکان ابیه و التالی لافیه و واقیهِ ببدنِه. لَعَنَ اللّه قاتلهُ عامِرِبن نَهشَلِ التَمیمی45

 

سلام بر محمدبن عبدالله بن جعفر که جایگاه جدش را در بهشت دید و پس از برادرش به شهادت رسید و نگهدار بدن برادر بود. خداوند قاتل او عامربن نهشل تمیمی را لعنت کند.

 

و عون در یک نبرد سنگین سه سوار و هیجده پیاده از دشمنان خدا را به جهنم فرستاد و در پایان به دست عبدالله بن قطنه الطائی (تیهائی) به شهادت رسید46.

 

در زیارت ناحیه مقدسه می‏خوانیم:

 

«السلام علی عون بن عبدالله بن جعفرٍ الطیار حلیف الایمانِ و منازل الاقران الناصر للَّرحمنِ التّالی للمثانی و القرآن لعن الّهُ قاتلُِه عبداللّه بن قُطنة الطّائی الَّنهاتی»47

 

سلام بر عون فرزند عبدالله بن جعفر کدام جعفر؟ همان طیار بهشت، هم پیمان ایمان، هماورد همگنان، یاور خدای رحمان و تلاوت کننده قرآن. خداوند قاتل او عبدالله بن قطنه طائی بنهانی را لعنت کند.

 

فرزندان مسلم (ع)

 

در جریان کربلای حسینی حضرت مسلم (ع) به عنوان سفیر کبیر اباعبدالله (ع) تا پای شهادت به رسالت سنگین خویش جامه عمل پوشید و دو فرزند نوجوانش که برای رسیدن به پدر در بین راه توسط حارث سنگدل به شهادت رسیدند امّا چند تن دیگر از فرزندان مسلم در کربلا حضور داشتند از جمله:

 

عبدالله بن مسلم بن عقیل:

 

او به همراهی دائی و مادرش در کربلا حضور داشت. مادر او رقیه دختر علی (ع) است48.

 

او بعد از اذن مبارزه از حضرت امام حسین (ع) در مبارزه با دشمن به میدان رفت و بعد از یک مبارزه دلاورزانه توسط عمروبن صبیح میدوای و اسد بن مالک به شهادت رسید49.

 

- محمد بن مسلم بن عقیل:

 

مامقانی می‏نویسد: محمد بن مسلم بن عقیل نوجوان دوازده یا سیزده سالی بود که روز عاشورا در کربلا با امام حسین (ع) شهید شد. مادر او کنیز بوده است. او شرافت نسب، شهادت و اطاعت از امام زمان خود را برای خویش جمع نموده بود50.

 

 

کودکان اصحاب امام حسین (ع)

 

از جمله فرزندان اصحاب که در کربلا حضوری قوی داشتند و به مبارزه با دشمن پرداخته‏اند عبارتند از:

 

محمد بن ابی سعید (11 ساله):

 

که توسط فردی به نام لقیط بن ایاس شهید شد51.

 

عمرو بن جناده (11 ساله):

 

که در حد توان جنگید و توسط دشمنان سنگدل سر او جدا شد و به سوی لشگرگاه امام حسین (ع) انداختند. مادرش پیش آمد آن را برداشت و خون از چهره‏اش پاک کرد و بر سینه چسباند و گفت: آفرین بر تو پسرم، ای شادی قلبم و ای نور چشمم.

 

سپس آن سر را به سینه مردی از سپاه دشمن زد و او را کشت. آن گاه تیرک خیمه را برگرفت و به دشمن حمله کرد و دو مرد را از پای در آورد و به دوزخ فرستاد. امام حسین (ع) او را به خیمه‏اش برگرداند و در حقش دعا کرد52.

 

 

قاسم بن حبیب بن مظاهر:

 

که در کربلا حضور داشت و پسر تازه بالغی بود امّا در کربلا شهید نشده و قاسم بالاخره در مدتی بعد قاتل پدر را شناسایی کرد و به درک و اصل کرد53.

 

بین کودکان و نوجوانان و جوانان حاضر در کربلا از دختران ابا عبدالله (ع) و بنی‏هاشم و اصحاب حضرت نیز حضور داشتند که جداگانه نقش این عزیزان قابل بررسی است. اسامی این افراد به شرح زیر است:

 

* فاطمه دختر امام حسین (ع)

* سکینه دختر امام حسین (ع)

* رقیه دختر امام حسین (ع)

* حمیده دختر مسلم بن عقیل (ع)

* عاتکه دختر مسلم بن عقیل (ع) (زیر دست‏وپا به شهادت رسید)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حمید رحیمی